تبلیغات
جدیدترین و برترین مقالات و مطالب پزشکی روز - پزشک آسیا
 
pezeshk.asia پزشک آسیا
مقالات - سلامتی - بهداشت
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : نگار شکوهی
موضوعات
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 30 فروردین 1391 :: نویسنده : نگار شکوهی

عشق بالغانه دارید یا کودکانه؟


اوایل آشنایی، وقتی کم کم پای علاقه به میان می آید، شما با شیوه های مختلف دوست داشتن و ابراز عشق مواجه می شوید. طرف مقابلتان ممکن است با شیوه عشق ورزی اش شما را کلافه کند یا احساس کنید چقدر در این زمینه متفاوتید. دوست داشتن، سبک و سیاقی دارد که می توانید از روی آن، میزان پختگی و سلامت شخصیتی طرف مقابل را درک کنید.


عشق بالغانه دارید یا کودکانه؟

1 – عشق کودکانه: هر معشوقی که شخصیت روانی سالمی داشته باشد از این نوع عشق گریزان است که دارای ویژگی های زیر است.

مرز ندارد: عاشق فکر می کند معشوق باید تماما در اختیار او قرار گیرد و مرزهای روانی طرف مقابل را نیز درهم می شکند.

ایده آلیزه می کند: معشوق به شدت ایده آلیزه شده و واجد قدرت و حمایت کنندگی بسیار فرض می شود.

استفاده از مکانیسم دفاعی «جداسازی»: معشوق در نظر عاشق تماما خوب جلوه می کند با تجربه کوچک ترین ناکامی، معشوق تماما بد شده و عشق پرشور تبدیل به نفرت می شود.

انتظار محبت یک طرفه: این افراد درحالی که انتظار توجه و مراقبت و محبت بی پایان از طرف همسر خود دارند اما حاضر نیستند چنین توقعاتی را برای طرف مقابل خود برآورده کنند.

حس مالکیت دارد: در هر عشق سالمی، مقداری حس تملک وجود دارد اما این پدیده در عشق کودکانه، اساس ارتباط است؛ معشوق حوزه خصوصی عاشق فرض می شود؛ بنابراین کلیه ارتباطات دیگر باید محدود یا حذف شود.

تحمل ناکامی را ندارد: عاشق همانند کودکی رفتار می کند که تاب تحمل «نه شنیدن» به خواسته هایش را ندارد.

 

2 – عشق بالغانه: فرد عاشق ضمن تمایل به بودن با دیگری به مرزهای روانی طرف مقابل احترام می گذارد. این عشق، شرطی است؛  این پیام که «من تو را تحت شرایط خاصی دوست دارم»، اساس رابطه است، ایده آلیزه نمی کند، واقع بین است و تلاش می کند تمام خصایص منفی یا مثبت طرف مقابل را ببیند.

 

دلبستگی اولیه و عشق بالغانه

دلبستگی اولیه که معادل پیوند عاطفی نسبتا پایداری است که میان کودک و مادر، ایجاد می شود؛ این دلبستگی سه سبک دارد.

مادر گرم، مادری است که به نیازهای اساسی کودک پاسخ مفید می دهد و این پیام را به او می رساند که دنیای بیرون امن است و نیازهایت پاسخ داده خواهند شد.

سبک دوم ارتباط نوزاد بامادر، ارتباط توام با دوگانگی است؛ یعنی مادر گاهی گرم است و گاهی سرد. کودک گاهی احساس ایمنی می کند و گاهی احساس تنهایی.

نوع سوم ارتباط فاقد هر نوع گرمی، پاسخ دهی و رفع نیاز است. در این حالت، کودک امنیت را تجربه نمی کند.

افرادی که در کودکی سبک اول رابطه را تجربه کرده اند، در رابطه با همسر خود، بالغانه رفتار می کنند، محبت می کنند و محبت می گیرند؛ بی آنکه نگران از دست دادن باشند اما افرادی که دلبستگی اولیه شان، ناایمن بوده، نگران از دست دادن رابطه اند؛ بنابراین دچار چسبندگی یا احساس مالکیت می شوند.

فرد عاشق ضمن تمایل به بودن با دیگری به مرزهای روانی طرف مقابل احترام می گذارد. این عشق، شرطی است؛ این پیام که «من تو را تحت شرایط خاصی دوست دارم»، اساس رابطه است، ایده آلیزه نمی کند، واقع بین است و تلاش می کند تمام خصایص منفی یا مثبت طرف مقابل را ببیند

 

 

ردپای اختلال های روانپزشکی در عشق کودکانه

 

افراد مبتلا به بعضی اختلال های شخصیتی، عشقی کودکانه خواهند داشت و واکنش های ناگهانی خشمگینانه از آنها دور از انتظار نیست؛ ازجمله:

اختلال شخصیت مرزی: افراد مبتلا، از مکانیسم جداسازی استفاده می کنند.

اختلال شخصیت خودشیفته: نشانه های این اختلال «اهمیت به خود، خودبزرگ بینی و احساس بی نظیربودن» است. برای فرد خودشیفته، تحمل شکست در عشق، دیوانه کننده است زیرا تصویر تمام و کمالی که از خود دارد فرو می ریزد.

افراد مبتلا به اختلال سازگاری: اختلال سازگاری عبارت است از علائم  احساسی یا رفتاری بیش از اندازه در پاسخ به یک موقعیت استرس زا که فرد نمی تواند آن طور که انتظار می رود با اتفاق پیش آمده، سازگاری کند.

 

واکنش های شایع به ناکامی در عشق

پرخاشگری: می تواند شامل برخوردهای فیزیکی، مزاحمت، تهدید و ویران سازی بوده و یا حتی خود را به شکل افسردگی نشان دهد.

بی تفاوتی: بی اعتنایی و کناره گیری پاسخی است که رواج قابل توجهی دارد. این افراد در لاک خود می روند و سعی دارند نسبت به همه چیز بی تفاوت عمل کنند.

استفاده از مکانیسم های دفاعی: استفاده از مکانیسم هایی چون دلیل تراشی، سرکوب و انکار در کوتاه مدت مفید است اما در درازمدت، اضطراب زا خواهد بود.

فرایند سوگ: افراد سالم، در مواجهه با ناکامی در عشق، سوگواری می کنند که چهار مرحله دارد؛ «انکار»؛ فرد از دست دادن معشوق را انکار کرده و ارتباط عاطفی اش را حفظ می کند. «چانه زدن»؛ فرد در مقابل اینکه معشوق را از دست داده، مقاومت کرده، بنابراین او را در ذهن خود حفظ می کند. «خشم»؛ فرد از معشوق از دست رفته، عصبانی می شود و او را مسبب رنج های خویش می بیند و در آخر «حل شدن»؛ فرد، فرایند سوگ خود را طی کرده و دوباره قادر خواهد بود، عاشق شود.





نوع مطلب : کلوپ ازدواج، 
برچسب ها : عشق، بالغ، کودکان، عشق کودکانه، عشق بالغانه،